کمپین خواستار صلح جهانی دزفول
کمپین خواستار صلح جهانی مردم شهر دزفول

مرتبه
تاریخ : دوشنبه 11 مرداد 1395
مثل اینکه پدرش فکر ساداکو را خوانده بود، زیرا گفت:
« نگران نباش دخترم! وقتی امشب خوب خوابیدی، فردا روز بهتری را شروع خواهی کرد.»اما روز بعد،ساداکو مجبور شد به بیمارستان برگردد. برای نخستین بار از اینکه خود را در اتاق ارام بیمارستان میدید احساس خوشحالی می کرد.پدر و مادرش برای مدتی طولانی کنارش ماندند. گاه گاهی ساداکو از ضعف به حالت بیهوشی می افتاد و یک بار در حالت خواب و بیداری گفت:« وقتی من مردم کلوچه های نخودی مورد علاقه ام را برای شادی روحم روی تاقچه می گذارید ؟ »
مادرش نتوانست چیزی بگوید و در حالی که بغض گلویش را گرفته بود دست دخترش را محکم در میان دستانش گرفت.اقای ساساکی با صدای ناراحتی گفت:« هیش! این اتفاق سال های سال پیش نخواهد آمد. ساداکو. پس بهتر است به این چیز ها فکر نکنی. تو فقط چند درنای دیگر باید درست کنی تا هزار تا بشود.»
یاسوناگای پرستار دوایی به ساداکو داد تا باعث ارامش وی شود و راحت تر بخوابد.ساداکو، قبل از انکه چشمانش را ببندد دست هایش را دراز کرد و پرنده ی طلایی اش را در دست گرفت.بعد رو به عروسک چوبی اش کرد و گفت:«من خوب خواهم شد و یک روز مثل باد خواهم دوید.»از ان به بعد دکتر نوماتا مرتب به ساداکو خون تزریق می کرد و به وی می گفت:« می دانم درد دارد اما مجبوریم که این کار را بکنیم.»ساداکو با ملایمت سرش را تکان می داد و او هرگز درباره ی امپول گله ای نمی کرد حتی هنگامی که دردشدید داشت.درد بزرگ دیگری در درون ساداکو ریشه می دوانید: درد ترس از مرگ، اما ساداکو باید به این درد هم مقابله می کرد. همچنان که تا به ان دم در برابر بیناری اش ایستادگی کرده بود و به یادش امد که همیشه امیدی هست.مادرش بیشتر لحظاتش را در بیمارستان و در کنار ساداکو می گذرانید.هر روز بعد از ظهر ساداکو صدای اشنای تلپ تلپ دمپایی های مادرش را می شنید. همه ی دیدار کنندگان می بایست در جلوی دراتاق دمپایی زرد رنگی بپوشند اما دمپایی های مادرش صدای به خصوصی داشت.هر وقت که ساداکو قیافه ی گرفته و نگران مادرش را میدید قلبش به درد می امد.دو دفعه ی قبل که خانواده ی ساداکو به دیدارش امده بودند برگ های درخت_افرا طلایی رنگ شده بود.ایجی جعبه ی بزرگی را که با کاغذ_طلایی و نوار قرمز رنگی بسته بندی شده بود به دست ساداکو داد.ساداکو به ارامی در جعبه را باز کرد...

صلح دزفول



طبقه بندی: برنامه های کمپین صلح دزفول، 
برچسب ها: دزفول، صلح، کمپین صلح، کمپین صلح دزفول، ساداکو، دختر ژاپنی، صلح جهانی،
ارسال توسط نجمه نوری
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin